يک فکر خوب!

سارا، با تعجب نگاهي به انبوه کاغذهايي که روي ميز ريخته شده بود انداخت و گفت: واي! اين همه کاغذ؟» مريم که روي صندلي پشت ميز نشسته بود،گفت: «کدام همه کاغذ؟ کل اين کاغذها 50 برگ هم نمي شود.»
سه‌شنبه، 12 مهر 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
يک فکر خوب!

يک فکر خوب!
يک فکر خوب!


 

نويسنده: نازيلا نجف پور
تصويرگر: سلمان رئيس عبداللهي



 
سارا، با تعجب نگاهي به انبوه کاغذهايي که روي ميز ريخته شده بود انداخت و گفت: واي! اين همه کاغذ؟» مريم که روي صندلي پشت ميز نشسته بود،گفت: «کدام همه کاغذ؟ کل اين کاغذها 50 برگ هم نمي شود.»
-50 برگ؟ خيال کردي کم است؟ اين همه کاغذ سفيد را حرام کرده اي که چي بشود؟ آخه خواهر من! پدر با آن همه زحمت و تلاش کار مي کند و پول درمي آورد که من و شما اين جوري آن را هدر بدهيم؟»
مريم، زل زد توي چشمان خواهرش و گفت: «سارا جان! مثل مادربزرگ ها حرف مي زني! تو فقط 3 سال از من بزرگ تري! آن وقت به من درس اخلاق مي دهي؟‌ خودم مي دانم كه دارم چكار مي كنم!»
سارا گفت: «درس اخلاق کدام است؟ من چيزي را که به چشم خودم مي بينم مي گويم. آدم دلش مي سوزد که اين همه کاغذ سفيد مچاله شده را روي ميز مي بيند. هيچ مي داني که ...»
-خودم مي دانم چه مي خواهي بگويي! اين که براي هرکدام از ورق هايي که به قول تو من حرام کرده ام چقد زحمت کشيده شده است و ... از اين حرف ها
-معلوم است که مي خواهم اين چيزها را بگويم. اگر قرار باشد هر دانش آموزي براي کارهاي مدرسه اش اندازه ي تو کاغذ حرام کند، بايد تمام درخت هاي جنگل هاي دنيا را ببرند و براي شما خانم خانوم ها کاغذ توليد کنند.
مريم با قيافه ي حق به جانبي گفت: «اي آبجي خانمي که مامان بزرگ من شده اي!من دارم براي مدرسه، روزنامه ديواري درست مي کنم. مجبورم که اين کاغذها را هدر بدهم!»
-يعني چي؟ تو مي تواني با دو، يا سه تا ورق کارت را انجام بدهي. نه اين که 50 تا کاغذ بي زبان را مچاله کني و بياندازي دور! اين کار تو اسراف است و اسراف هم حرام است!
مريم از جا بلند شد. کمرش را صاف کرد و گفت: «به به!به به! ديگر چه؟
کم کم مي خواهي بگويي که من کار حرام هم کرده ام؟ چند تا ورقه کاغذ که ارزش اين حرف ها را ندارد!
-گوش کن خواهر گلم! اسراف، اسراف است.گاهي وقت ها ما اصلاً متوجه نيستيم که داريم چکار مي کنيم. توي زندگي، ممکن است کارهايي بکنيم که حواسمان نيست و ممکن است خداي ناکرده حتي کار حرامي هم انجام بدهيم.
مريم ناراحت شد. اما همين که خواست حرفي بزند، سارا گفت:
-الان داري چکار مي کني؟
-من؟ يعني چه؟ دارم کاغذ حرام مي کنم!
سارا گفت: «جدي مي گويم. داري روزنامه ديواري درست مي کني؟»
-بله!
من يک فکر خوبي کرده ام. مي توانم حسابي کمکت کنم!
-کمک؟! تو؟ نمي خواهم! تو طعنه و کنايه نزن، کمک کردنت پيشکش!
سارا، جلو آمد. خواهرش را بوسيد و گفت: «به خدا راست مي گويم. من قبلاً از اين کارها کرده ام. مي توانم کمکت کنم که کارت زودتر تمام شود.»
چشمان مريم از شادي برق زد:
-راست مي گويي؟ کلافه شده ام. راستش نمي دانم چي توي روزنامه ديواري بنويسم. انگار يک جاي کار ايراد دارد. يک جا کم آورده ام و نمي دانم چه موضوعي بنويسم! تو کمکم مي کني؟
-البته که کمک مي کنم. اتفاقاً يک موضوع خيلي خوب هم توي ذهنم هست که خودم آن را برايت مي نويسم. مريم از خوشحالي بالا پريد: آفرين خواهر خوبم. جاي خالي روزنامه ديواري را تو پر مي کني؟
-گفتم که اين کار را مي کنم. از همين حالا هم شروع مي کنم.
فردا صبح، توي راهروي مدرسه اي که مريم در آن درس مي خواند، يک روزنامه ديواري زيبا جلب توجه مي کرد که در گوشه ي آن با خط زيبايي اسم و فاميل مريم به عنوان تهيه و تنظيم کننده ي روزنامه ديواري به چشم مي خورد.
قسمتي از روزنامه ديواري با طراحي زيبايي کار شده بود که در آن نوشته شده بود: «مسابقه ي بزرگ مقاله نويسي با موضوع حلال و حرام و اسراف... عزيزاني که مايل به شرکت در اين مسابقه هستند، مي توانند مطالب خود را به تهيه کننده ي اين روزنامه ديواري بدهند، تمام آثار رسيده با دقت بررسي خواهد شد و به بهترين ها هدايايي اهدا خواهد شد. قابل ذکر است که آثار منتخب، با هماهنگي قبلي به دفتر مجله شاهد نوجوان ارسال مي شود تا در آن مجله ،چاپ و منتشر شود.»
مريم در گوشه اي ايستاده بود و با لذت به دوستانش نگاه مي کرد که روزنامه ديواري او را مي خوانند.
منبع:‌ نشريه شاهد نوجوان شماره 62 پياپي 421



 

نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
راننده‌ای که کامیونش را وقف برپایی موکب رهبر شهید کرد!
play_arrow
راننده‌ای که کامیونش را وقف برپایی موکب رهبر شهید کرد!
نماهنگ/ "همسایه امام رضا" با نوای محمدرضا و حسین طاهری
play_arrow
نماهنگ/ "همسایه امام رضا" با نوای محمدرضا و حسین طاهری
دسترسی به ابلاغیه‌ها و خدمت قضایی تنها با یک گوشی تلفن همراه!
play_arrow
دسترسی به ابلاغیه‌ها و خدمت قضایی تنها با یک گوشی تلفن همراه!
پاسخ رعدآسای ایران و انفجار در کویت
play_arrow
پاسخ رعدآسای ایران و انفجار در کویت
خلاصه والیبال ایران ۱ - اوکراین ۳
play_arrow
خلاصه والیبال ایران ۱ - اوکراین ۳
روایت حدادعادل از علاقه زیاد رهبر شهید انقلاب به خواندن کتاب
play_arrow
روایت حدادعادل از علاقه زیاد رهبر شهید انقلاب به خواندن کتاب
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام تاسیسات آمریکا در مینا عبدالله کویت
play_arrow
تصاویر ماهواره‌ای از انهدام تاسیسات آمریکا در مینا عبدالله کویت
مچ‌گیری سنگین عنصر ضدانقلاب از منشه امیر
play_arrow
مچ‌گیری سنگین عنصر ضدانقلاب از منشه امیر
تصاویر دوربین مدار بسته از جنایتکاری که به دار مجازات آویخته شد
play_arrow
تصاویر دوربین مدار بسته از جنایتکاری که به دار مجازات آویخته شد
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی
play_arrow
یورش شهرک‌نشینان صهیونیست به مسجدالاقصی
بی‌قراریِ داریوش فرضیایی در مراسم خاکسپاری مادرش
play_arrow
بی‌قراریِ داریوش فرضیایی در مراسم خاکسپاری مادرش
شلیک موشک‌های سپاه به سمت مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
play_arrow
شلیک موشک‌های سپاه به سمت مواضع دشمن آمریکایی در منطقه
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
از «نشان جهاد» تا «زکات شجاعت»؛ بررسی ابعاد مختلف جهاد در احادیث معصومان (ع)
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
play_arrow
سرگردانی آهوهای خارک در خیابان‌ها از ترس صدای انفجار
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ
play_arrow
تظاهرات آمریکایی‌ها علیه سیاست‌های ضدمهاجرتی ترامپ